السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
756
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مسلم بن عقيل پس از ورود به كوفه به نزد ( هانى بن عروه ) يكى از شيعيان راستين و بزرگان كوفه رفت و منزل او را به عنوان پايگاهى براى جلب نيروهاى راستين انتخاب نمود ، ليكن هانى در بستر بيمارى افتاد و ابن زياد حاكم ستمگر كوفه براى جوّ سازى و جلب اعتماد هانى تصميم گرفت به عيادت او برود ، مسلم در آن زمان در منزل هانى بود و هانى از مسلم خواست در پس پرده پنهان شده و با علامت هانى ، بسوى ابن زياد هجوم برده و او را به قتل رساند تا مردم از دست او آسوده شوند ، ابن زياد به عيادت هانى آمد ، امّا هر چه هانى منتظر شد مسلم حركتى نشان نداد تا سرانجام فرصت از دست رفت و ابن زياد منزل هانى را ترك كرد . با رفتن ابن زياد ، هانى مسلم را از جهت تعلّل در كشتن ابن زياد نكوهش كرد ، مسلم در پاسخ گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : ( مسلمان هرگز پيمانشكنى نمىكند ) ، پس سخن رسول خدا و پيام آسمانى او تنها مقياس و ميزان براى حركت در منطق ياران امام حسين ( ع ) بود ، آنها عميقا اعتقاد داشتند كه نمىتوان با انجام معصيت ، مدعى اطاعت از خداوند و پيروى از رسول خدا ( ص ) شد ، امّا در مقابل ، ابن زياد ، هانى بن عروه را فريب داد و در حالى كه به او قول داده بود امان داشته باشد او را دستگير و شكنجه نمود و سپس وى را به شهادت رسانيد . به عنوان نمونهء ديگر ، مىتوان به ماجراى شب عاشورا اشاره كرد ، زمانى كه امام با يارانى اندك در محاصره قرار گرفته بود و شرايط سياسى اقتضاء مىكرد كه آن حضرت به هر وسيله كه شده همين تعداد ياران خود را حفظ كرده و بكوشد آنان را از دست ندهد ، امّا امام حسين ( ع ) شرايط را به طور دقيق براى آنها تشريح كرد و در خاتمه فرمود : اين قوم طالب كشتن من هستند و تا وقتى خون مرا نريزند ، دست بر نمىدارند و كارى به كار ديگران ندارند ، همهء شما آزاديد و من بيعت خود را از شما بر مىدارم ، سپس چراغ را خاموش كرده و آستين رداى خود را در برابر چشم گرفت تا افرادى كه بدون انگيزه و ايمان كافى قدم به ميدان نهاده بودند ، بدون شرم و خجالت بتوانند ترديد خود را كنار گذاشته و در صورت تمايل آنجا را ترك كنند ! هدف امام حسين ( ع ) از قيامش جز خدا نبود و براى همين مطابق خواست خداوند رفتار مىكرد ، صريح و واضح و بدون مكر و نيرنگ . امّا از طرف ديگر ابن زياد با بذل و بخشش اموال بىحساب از خزانهء بيت المال و